اصلا من اولین بار در بخش انگلیسی زبان آن رسانه خواندم که پژوهشگران دانشگاه‌های کمبریج و آکسفورد گمان می‌برند  نیوتن یا اینشتین ممکن است اوتیستیک بوده باشند. پس اوتیسم چگونه ناتوانی ذهنی‌ست که پژوهشگران به خود جرات می‌دهند غول‌های علم را به آن نسبت دهند. یا شخصیت معروف اوتیستیک دیگر، دکتر تمپل گراندین، استاد دانشگاه ایالتی کلرادو است که به‌واسطه اختراعات بی‌شمارش و کتاب‌های متعددی که درباره اوتیسم نوشته، قهرمان و الگوی اوتیست‌های جهان شده است، موردی دیگر برای اثبات اشتباه گزارش آن رسانه که ادعا می‌کند افراد اوتیستیک "در خیال‌پردازی مشکل دارند".

در تمام تعاریف علمی از "اختلالات طیف اوتیسم" (Autism spectrum disorder) سخن می‌گویند، نه ناتوانی ذهنیِ این طیف. و این هم به‌خاطر خوشایند و آرام کردن دل ناآرام پدر و مادرها نیست که فرزندان اوتیستیکشان را "ناتوان ذهنی" نمی‌نامند، بلکه چون موارد نقض آن بی‌شمار است، بسیار کودکان اوتیستیکی که در مدارس معمولی و کنار بچه‌های "نرمال" یا حتی در مدارس خاص درس می‌خوانند، اما دبیرستان را با موفقیت تمام می‌کنند. برخی از آنها وارد دانشگاه می‌شوند، استاد دانشگاه می‌شوند یا هنرمند، تکنسین، کارگر، کارمند، نویسنده و به این ترتیب زندگی اجتماعی خودشان را ادامه می‌دهند، گیرم با برخی محدودیت‌ها در تعامل با آدم‌ها و روابط اجتماعی که ناشی از اوتیسم است.

"برخی از آنها وارد دانشگاه می‌شوند، استاد دانشگاه می‌شوند یا هنرمند، تکنسین، کارگر، کارمند، نویسنده و به این ترتیب زندگی اجتماعی خودشان را ادامه می‌دهند، گیرم با برخی محدودیت‌ها در تعامل با آدم‌ها و روابط اجتماعی که ناشی از اوتیسم است"

سر دیگر طیف اوتیسم اما مشکلات بسیار شدیدتر است؛ کسانی هستند که نمی‌توانند حرف بزنند، حتی یک کلمه، در حالی که قدرت شنوایی دارند. برخی از آنها مشکلات یادگیری شدیدی دارند که گاهی حتی باعث می‌شود در سنین بزرگسالی هم نتوانند نظافت شخصی خود را به تنهایی و بدون کمک انجام دهند.

فصل مشترک همه آدم‌هایی که در طیف بزرگ و متنوع اوتیسم قرار می‌گیرند، چه آن نوابغ، چه آن گروه کسانی که می‌توانند موقعیت اجتماعی معمولی پیدا کنند و چه آنها که مشکل یادگیری شدیدی دارند، ضعف در ایجاد رابطه با دیگران و درک قواعد و الگوهای اجتماعی است که البته این ضعف درجات مختلف دارد و از بسیار شدید تا بسیار خفیف در نوسان است.

ناتوانی یا محدودیت؟

اما حتی آن فرد اوتیستیکی که یک کلمه هم نمی‌گوید، باز ناتوان ذهنی شمرده نمی‌شود و کسی نمی‌تواند ادعا کند که الزاما او هوش پایینی دارد گرچه از محدودیت‌های بسیاری رنج می‌برد. نمونه‌‌ها بسیارند و کارلی فلیشمن (Carly Fleischmann) فقط یکی از آنهاست، دختر نوجوانی با اوتیسم شدید که مطلقا حرف نمی‌زند، اما با نوشتن، خود را بیان می‌کند. تحلیلی که او از موقعیت خود در جهان و ویژگی‌های منحصربه‌فردش ارائه می‌دهد، این نوشته‌ها را به منبعی پرارزش برای شناخت عمومی نسبت به غرایب و راز و رمز اوتیسم تبدیل می‌کند. در عین حال گویای اندیشه و نگاه عمیق او به هستی نیز هست.

نمونه دیگر ایدو کدار (Ido Kedar)است، پسر ۱۷ ساله اوتیستیکی که کوچک‌ترین کلمه‌ای را نمی‌تواند ادا کند، اما چه باک! قهرمان ما وبلاگ‌نویس برازنده‌ای است که می‌تواند درونیات خود را از طریق نوشتن بازگو کند

"ایدو در سرزمین اوتیسم"(Ido in Autismland) نام وبلاگ اوست و نام کتاب او که امکانی برای کشف یک جهان متفاوت با آن‌چه سراغ داریم، در اختیارمان می‌گذارد