مدارس هوشمند
قرن حاضر اکثر مشاغل به دانش و مهارت های رایانه یی نیاز دارند و به نوعی ورود به این عرصه نیز به نوع جدیدی از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتی کنونی به خصوص آنچه هم اکنون در مدارس ایران در جریان است، همخوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تاسیس مدارس الکترونیکی یا آنچه در ایران مصطلح شده مدارس هوشمند، دست زده اند. الگوی اولیه این مدارس از کشور انگلیس گرفته شده است و کشور مالزی یکی از پیشتازان ایجاد این مدارس به شمار می رود. در مدارس هوشمند رایانه در نحوه تدریس و ارزشیابی تاثیر می گذارد و برنامه های درسی را تا حدودی تغییر می دهد. ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می ماند چون در روابط اجتماعی به دانش آموزان یاری می رساند.
در این مدارس دانش آموزان می آموزند انبوهی از اطلاعات را پردازش و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند. دانش آموزان حتی می توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند. در مدارس هوشمند معلمان می توانند به جای اینکه تلاش کنند خودشان پاسخی برای پرسش های دانش آموزان پیدا کنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هایشان را در رایانه پیدا و برای بقیه بازگو کنند. البته مدارس هوشمند این کارایی را نیز دارند که به دانش آموزان نشان دهند چه اطلاعاتی در وب موثق است تا کودکان و نوجوانان ضمن دریافت اطلاعات درست تحت تاثیر تبلیغات سوء اینترنت هم قرار نگیرند. در نهایت به کارگیری رایانه به معلمان خوش فکر کمک می کند به دوره آموزش براساس کتاب محوری و سخنرانی تک گویانه معلم در کلاس خاتمه دهند و سیستم آموزشی را به شکل سیستم مشارکتی، مبتنی بر آموزش توانایی های پژوهش، جمع بندی، تحلیل و نتیجه گیری دانش آموزان تبدیل کنند.
اگر هدف از کاربرد رایانه در مدارس مشخص نشود، رایانه ها تنها به دستگاه های تحمیلی در مدارس تبدیل می شوند. نيروي انساني كارآزموده و حرفه اي يا معلم الكترونيك مهم ترين جزء مدارس هوشمند است. از آن جا كه در مدارس هوشمند (الكترونيكي) رسانه هاي متنوعي وجود دارد، معلم ديگر نقش رسانه آموزش و انتقال دهنده را ندارد، بلكه يك تسهيل كننده يادگيري و آموزيار است. معلم بايد براي پذيرش نقش جديد خود آموزش ببيند و قابليت هاي لازم را در زمينه كار با تجهيزات الكترونيكي كسب كند.
در اين راستا بانك جهاني 10 درس را براي فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در تعليم و تربيت كشورهاي در حال توسعه يادآوري مي كند كه درس هشتم آن «آموزش، آموزش و آموزش» است و آموزش حرفه اي معلمان را اساس به كارگيري موفق تكنولوژي در آموزش مي داند.
مالزي و آمريكا
كشور مالزي از اوايل دهه 70 براي به كارگيري حداكثري قابليت هاي فن آوري اطلاعات در تمام زمينه ها به ويژه در حيطه آموزش و پرورش كه شامل مدارس هوشمند نيز مي شد برنامه ريزي كرد و هدفش حركت به سوي اقتصاد دانش محور و رشد فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در صنعت و ايجاد زمينه هاي اشتغال در آي سي تي بود، به طور كلي هدف از طرح مدارس هوشمند تبديل كلاس هاي معمولي به كلاس هاي الكترونيكي بود كه در آن معلم به جاي انتقال دانش و اطلاعات سعي در توسعه قدرت قضاوت دانش آموزان در انتخاب اطلاعات از منابع مختلف و فراهم سازي زمينه يادگيري مادام العمر در دانش آموزان و شهروندان مالزي داشت. در مدارس هوشمند مالزي مواد ياددهي - يادگيري الكترونيكي انفرادي شده و قابليت هاي چند رسانه اي بودن در درس هاي مختلف رياضي، علوم و... از ضروريات يك مدرسه الكترونيكي (هوشمند) است كه در بهترين حالت معلم و دانش آموز در مدرسه با مشاركت يكديگر با استفاده از برخي از نرم افزارها و با كمك هماهنگ ساز ICT در مدرسه اقدام به طراحي و توليد مواد ياددهي و يادگيري مي كنند و يا اين كه اين مواد و رسانه ها توسط واحدهاي تجاري طراحي و توليد شده و در اختيار مدرسه قرار مي گيرد. عنصر دوم زيرساخت تكنولوژيكي است كه جزو ابتدايي ترين شرايط لازم براي مدارس هوشمند است. زيرساخت هاي تكنولوژيكي در درجه اول كامپيوتر و لپ تاب و كامپيوترهاي جيبي است. در اين جا توجه به زيرساخت هاي تكنولوژيكي گزارش شده توسط مركز آمار ملي آموزش آمريكا درخور توجه است: به گزارش اين مركز در سال 2005 معادل 94 درصد از مدارس در كلاس هاي درس، كارگاه، كتابخانه و... به كامپيوتر و اينترنت به صورت همزمان دسترسي داشته اند. در صورتي كه اين ميزان در سال 1994 معادل سه درصد بوده است. نكته قابل توجه ديگر در مورد زيرساخت هاي تكنولوژيكي نسبت كامپيوتر به دانش آموز است. نسبت كامپيوتر به دانش آموز در سال 1998 معادل 12 به يك بوده، به اين معنا كه هر 12 دانش آموز در مدرسه يك كامپيوتر متصل به اينترنت داشته اند. حال آن كه در سال 2005 اين نسبت به 8/3 دانش آموز به يك كامپيوتر رسيده است. يعني حدودا چهار دانش آموز در مدارس عمومي (نه غيرانتفاعي) يك كامپيوتر متصل به اينترنت داشته اند. قطعا از نظر زيرساخت فيزيكي مدارس محدود به كامپيوترهاي شخصي (PC) نبوده است. بنابراين گزارش مدارس گوياي اين واقعيت بوده كه 19 درصد از مدارس عمومي آمريكا امكان استفاده از كامپيوترهاي جيبي و با حجم كم را براي معلمان و دانش آموزان خود فراهم كرده بودند كه اين نسبت در سال 2002 معادل 10 درصد بوده و در سال 2005 به 19 درصد رسيده است. حتي از نظر زيرساخت سخت افزاري 10 درصد از مدارس آمريكا كامپيوتر لپ تاب به دانش آموزان خود از يك روز تا يك سال تحصيلي امانت مي دادند. از نظر شبكه و پهناي باند شبكه مدارس در سال 2005 معادل 97 درصد از مدارس آمريكا به اينترنت با پهناي باند وسيع دسترسي داشته اند در صورتي كه اين رقم در سال 2000 معادل 80 درصد بوده است.
در حوزه زيرساخت علاوه بر كامپيوتر و شبكه، تجهيزاتي مانند انواع پروژكتورها، ويژيولايزرها و وي سي دي ها و تجهيزات الكترونيكي ديگر نيز قرار دارند.
در طراحي يک مدرسه هوشمند بايد به چهار فاکتور تاثيرگذار توجه کرد:
1) عوامل محيطي(فضا و طراحي مناسب مدرسه، کلاس ها و...).
2) عوامل اجرايي و يادگيرندگان(آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان).
3) عامل سخت افزاري و شبکه طراحي مهندسي وسايل ارتباطي شبکه و سخت افزاري.
4) عامل مهم نرم افزار و ديجيتال.
فضاي فيزيکي يک مدرسه هوشمند بايد به يک زيرساخت ارتباطي قوي مجهز باشد تا بتواند به شکل مستمر نسبت به وضعيت هاي متغير محيط عکس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد. همچنين به همه اين اجازه را بدهد که از منابع موجود به صورت موثرتري استفاده کند و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد. ساختمان مدرسه هوشمند دربردارنده محيطي پويا و مقرون به صرفه است که چهار عنصر اصلي سيستم ها، ساختار، سرويس ها و مديريت در آنها يکپارچه شده و بين شان رابطه وجود دارد. براي ايجاد يک مدرسه هوشمند و يا کلا ورود فناوري اطلاعات به مدارس، وزارت آموزش و پرورش بايد به دنبال ايجاد بانک هاي اطلاعاتي قوي و هماهنگ باشد که بتواند شبکه آموزشي قوي و استانداردي را ايجاد کند تا خدمات محتوايي و آموزشي را به راحتي در دسترس مدرسه قرار دهد. تغذيه کننده اين شبکه آموزشي مي تواند بانک دپارتمان تحقيق و پژوهش، سازمان آموزش و پرورش و بانک استانداردهاي آموزشي باشد. از طرف ديگر طراحي فني سيستم ارتباطات داخلي و تجهيزات سخت افزاري خود مدرسه جهت ايجاد امکانات مناسب براي استفاده اطلاعات آموزشي و نرم افزاري در مدرسه صورت بگيرد. سيستم هاي ديجيتال و نرم افزاري نيز بايد داراي يک پيش زمينه و بستر دقيق مطالعاتي باشد. استفاده از انواع نرم افزارها و محتواهاي آموزشي غيراستاندارد مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به بدنه آموزش وارد و يادگيرندگان را دچار سردرگمي کند. براي استفاده از سيستم ديجيتال نرم افزار بايد قدم به قدم حرکت کرد و مراحل فازبندي شده و رشد را تعريف کرد زيرا يکباره رسيدن به سيستمي کاملا هوشمند رويايي و بي پايه و اساس است و بر اين اعتقاديم که در يک سيستم مدرسه هوشمند در صورتيکه برنامه ريزي شده و قدم به قدم عمل شود، هزينه ها با بهره وري رابطه مستقيم خواهد شد و با گذر زمان با پيچيدگي فرآيند روبرو خواهيم شد. معماري سيستم آموزش الکترونيکي براي طراحي يک نرم افزار جامع که بتواند خوني را در پيکره طراحي شده فضاي مدرسه هوشمند به جريان اندازد، بايد از جديدترين متدها و تکنولوژي هاي آموزشي استفاده کند که برپايه زيرساخت هاي استانداردشده صنعتي و آموزشي با شناخت و تعريف دقيق وظايف آموزشي و اداري سيستم برپاشده باشد.» شرايط مناسب از نظر دست اندرکاران چنين طرح هايي اينست که معلم ديگر آموزش دهنده صرف نيست، فعاليت هاي گروهي تشويق مي شود، با تک تک دانش آموزان متناسب با توانمندي ها و استعدادهاي آنها رفتار مي شود و دانش آموزان مي توانند مواد درسي شان را از طريق سايت هاي اينترنتي دنبال کنند. ارزشيابي نيز از شکل حافظه محوري خارج مي شود. در مدارس هوشمند از اينترنت استفاده زيادي مي شود. ولي اين با آموزش مجازي متفاوت است. در آموزش از راه دور معلم و دانش آموز يا استاد و دانشجو از طريق اينترنت صدا و تصوير يکديگر را دريافت مي کنند. در حاليکه در يک محيط و مکان حضور ندارند. در باب مزاياي دانشگاه هاي مجازي گفته مي شود که تعداد دانشجويان افزايش مي يابد ولي هزينه ها کاهش مي يابد. آموزش مجازي بطور کلي به آموزش توسعه زيادي مي دهد. افزايش تعداد اين دست از دانشگاه ها در سطح جهان نيز به اين باور که بهتر است اين نوع دانشگاه ها را در ايران گسترش دهيم دامن زده است. يک استاد دانشگاه مي گويد: «تعداد استادان و ظرفيت کلاس هاي دانشگاهي در کشور ما محدود است. از طريق اينترنت مي توان خيلي ها را آموزش داد. لازم نيست کلاس فيزيکي باشد. هرکس مي تواند در خانه از طريق رايانه آموزش ببيند، تمرين حل کند و نمره بگيرد و بر اساس اين نمرات به مراحل بعدي و دروس بعدي صعود کند.» به اين ترتيب در آموزش مجازي دانشگاهي در کلاس هايي شرکت مي کنيد که در خانه تان است. اين آموزش مزاياي ديگري هم دارد، مثلا محدوديت زماني و مکاني وجود ندارد. دانشجو انتخاب مي کند که چه موقع و کجا از کلاس استفاده کند و چندبار از کلاس استفاده کند و به عبارتي چندبار به فايل مراجعه مي کند. تيم طراح نرم افزار هم مهم است. گرافيک و ترتيب مسائل درسي اهميت زيادي دارد. از ملزومات آموزش مجازي يک شبکه ارتباطي است که همه به آن وصل مي شوند. بسياري از طريق اينترنت وصل مي شوند. که البته سرعت آن کم است. امکانات ديگر خود نرم افزار است که لازم است نرم افزار خوب و با کيفيت و گرافيک مناسبي باشد. کيفيت نرم افزار خيلي تعيين کننده است. چون بحث ارزيابي دانشجويان و مسائل مالي و اداري و غيره را هم دربرمي گيرد، وگرنه کار آموزش را سي دي هاي موجود در بازار هم انجام مي دهند. آموزش مجازي اگر در جايگاه خودش درست مورد استفاده قرارگيرد بسيار خوب است به شرط اينکه شعر نباشد! ظاهرا پول هاي کلاني به اين امر اختصاص داده شده که اگر به درستي مصرف شوند خوب است. منتها زمزمه هايي حاکي از آنست که چون ظاهرا دانشگاه ها نتوانسته اند آموزش را پوشش دهند و به عبارتي چون نتوانسته ايم آموزش کلاسيک را توسعه دهيم به اين آموزش روي آورده ايم در حاليکه هر کدام جاي خودشان را دارند. افزايش استفاده از رايانه در آموزش به يک نياز تبديل شده است. ما براي عقب نماندن از قافله جامعه جهاني که به سرعت نقش رايانه ها را در مشاغل گسترش مي دهد به سيستم آموزش مناسب اين عصر نيازمنديم، منتها در صورتيکه به مشکلات ساختاري آموزش نپردازيم، تنها از رايانه ها دکوري خواهيم ساخت بي آنکه به نتايج موردنظر دست پيداکنيم.
دانشآموزان اين نوع مدارس چه مشخصاتي دارند؟
اين مدارس دانشآموزان را به گونهاي تربيت ميکنند که پس از فارغالتحصيل شدن به راحتي بتوانند جذب محيطهاي کاري و صنايع نوين شوند.
متاسفانه سيستم آموزشي بسياري از کشورهاي جهان در 50 سال گذشته تغييري نکرده است و عموما بر مبناي حضور فيزيکي دانشآموزان در محيط مدرسه و محدوديتهاي خاص آن متمرکز بوده است در حالي که مدارس هوشمند ميتوانند مدارس را به منازل منتقل کنند تا دانشآموز بتواند در ساعات غيرحضوري نيز که وقت مناسبي دارد فضاي آموزشي براي خود به وجود آورد. در مدارس سنتي محدوديتهاي بسياري به خصوص در زمينه دسترسي به اطلاعات وجود دارد زيرا دانشآموز فقط وابسته به کتابهاي محدود درسي و دانش چند معلمي است که با او سر و کار دارند از نظر فيزيکي نيز محيط مدرسه و کمبودهاي آموزشي ميتوانند محدوديتهاي ديگري براي آموزش سنتي باشد در حالي که در مدارس هوشمند بسياري از کمبودها از طريق شبکههاي مختلف دسترسي به اطلاعات رفع شده است. بايد يادآور شد که تفاوتهاي مدارس هوشمند و سنتي بسيار زياد است، در مدارس هوشمند معمولا محتواي درسي بر حسب توان دانشآموز برنامهريزي ميشود و در نتيجه در يک کلاس 40 نفره ممکن است 40 نوع فضاي آموزشي مهيا شود تا دانشآموزان داراي توانمندي بيشتر بتوانند از مطالب و امکانات بيشتر استفاده کنند و دانشآموزان ضعيفتر نيز در انتهاي کلاس نمانند. خودکارسازي سيستم آموزشي و رايگيري و ارزيابي وضعيت هر دانشآموز نيز از تفاوتهاي عمدهاي است که سيستمهاي مدارس هوشمند به راحتي آن را در درون خود دارند و همين طور ميتوان از طريق همين سيستمهاي خودکار نقش اوليا را در هدايت دانشآموزان افزايش داد.
بنابراين وقتي نام مدرسه هوشمند را ميبريم از مدرسهاي صحبت ميکنيم که سيستم آن براي هر دانشآموز متفاوت است و نکته مهم اين است که در اين سيستم دانشآموز اصولا ياد ميگيرد که چگونه و بدون اتکاء به ديگران از مجموعه اطلاعات جهاني بهرهمند شود.
مشاور هوشمند
در مدارس هوشمند آموزش نيروي انساني محدود به معلمان نيست. بلكه مشاور مدرسه هوشمند نيز كسي است كه بايد مطالعات عميق در مورد روان شناسي اينترنت و تاثيرات روحي - رواني آن در دانش آموزان داشته باشد و ناهنجاري هاي رفتاري دانش آموزان را در نتيجه به كارگيري تكنولوژي را شناخته و براي پيشگيري و درمان آن ها اقدام كند.
سيستم ادغام نيز يكي از اجزاي مهم در مدارس هوشمند است كه فرآيند ها و فعاليت هايي كه در بخش هاي مختلف اين مدارس صورت مي گيرد را در يكديگر ادغام مي كند و از آن يك كل واحد قابل ارزيابي مي سازد. اين سيستم ارتباط بين عناصر مختلف يعني سيستم كارآموزي، مواد و منابع ياددهي - يادگيري و... را برقرار مي كند.
سيستم پشتيباني يكي ديگر از اجزاي مهم مدارس هوشمند است كه اين سيستم وظيفه كمك و حمايت از معلمان و ساير دست اندركاران اين مدارس در مواقعي كه مشكلاتي مانند مشكلات شبكه اي، سخت افزاري، نرم افزاري و... پيش مي آيد، را بر عهده دارد.
سيستم مديريت مدارس هوشمند
سيستم مديريت مدارس هوشمند كه به ياري مديريت مدرسه هوشمند مي شتابد، فعاليت هاي برنامه ريزي، مديريت، نظارت و كنترل فرآيند ها در اين مدارس را بر عهده دارد و به معلم در مديريت كلاس كمك مي كند و پيشرفت دانش آموزان و كارنامه تحصيلي آن ها را ثبت، نگهداري و امكان ارتقاي تحصيلي را فراهم مي سازد.
به كارگيري اصطلاح «مدرسه هوشمند» و امكان تداخل معنايي آن با برخي حوزه هاي ديگر، اين نامگذاري را دچار چالش كرده است و شايد هم اين نامگذاري ترجمه اي بيش نبوده است، اما آنچه كه ما تحت عنوان سيستم هاي آموزش الكترونيكي مي ناميم در درجه اول نياز به يك فعاليت سيستماتيك و منسجم در طراحي دارد كه در آن تحت عنوان طراحي نظام آموزش الكترونيكي بر اساس الگوهاي خاص طراحي آموزشي صورت مي گيرد. در اين فرآيند علاوه بر تمام مسايل حياتي و پايه به مسايلي مانند به كارگيري نظريه هاي ياددهي - يادگيري در طراحي مواد ياددهي - يادگيري آموزش هاي الكترونيكي و افزايش انگيزه معلمان و دانش آموزان و حتي مديران در به كارگيري اين فرآيند ها توجه مي شود. به عبارتي تمام عناصر موثر در موفقيت يك سيستم آموزش الكترونيكي اعم از زيرساخت، نيروي انساني، فرآيندها، ابعاد نگرش عاطفي و... با رويكرد سيستمي در ارتباط با يكديگر شناسايي مي شوند و براي كنترل آن تمهيدات مناسب انديشيده مي شود. طراحي ضعيف آموزشي در پروژه هاي آموزش الكترونيكي يكي از مهم ترين عوامل شكست اين پروژه ها حتي در كشورهاي پيشگام اين رويكرد بوده است كه با جديت تمام بايد مورد توجه قرار گيرد.
سيستم مديريت آموزشي به مدير مركز آموزش مجازي (الكترونيكي) اين امكان را مي دهد كه از پنچ زير سيستم تعبيه شده جهت مديريت محتواي آموزشي و كلاس ها بهره برداري نمايد و كليه امور محتوايي و آموزشي را مديريت نمايد.
سيستم مديريت كلاس ها
در سيستم مديريت كلاس ها، مدير مركز با توجه به نيازهاي آموزشي اقدام به تشكيل كلاس با موضوعات متنوع مي نمايد، اين كلاس ها در سيستم طبقه بندي موضوعات مرتبط با فعاليت هاي مركز قرار مي گيريد.
مدير سيستم مي تواند كلاس هايي كه قبلا تشكيل شده است را به حالت غير فعال در آورد و يا تغييرات مورد نياز را در نحوه ها دسترسي به كلاس ها اعمال نمايد.
امكانات
ايجاد كلاس هاي جديد
تعيين محدوده زماني جهت دسترسي به كلاس
تعيين افراد مجاز به استفاده از مطالب كلاس و تعيين سطح دسترسي آنها
مديريت كلاسهايي تشكيل شده
تعيين موضوعات و زير موضوعات كلاس هاي تشكيل شده
با توجه به قابليت هاي مدرن موجود، تمامي محتواي كلاس هاي تعريف شده توسط مدير سيستم يا مدرس آن درس قابل مديريت به صورت آنلاين مي باشد و در كلاس هاي تعريف شده دروس مختلف به صورت روزانه، هفتگي و يا در دوره هاي زماني تعريف شده توسط سيستمهاي مديريت دروس (Lesson Creator)قابل اضافه شدن به سيستم مي باشد.
سيستم اين امكان را به راحتي فراهم مي آورد كه محتواي كلاس هاي تعريف شده به راحتي و به صورت آنلاين همراه با صوت، تصويرو مالتي مديا در اختيار فراگيران قرار گيرد.
امكانات
قرار دادن محتواي كلاس هاي جديد به صورت آنلاين
به روز رساني محتواي كلاس هاي تشكيل شده به صورت آنلاين
ويرايش محتواي كلاس هاي موجود به صورت آنلاين
قرار دادن صوت، تصوير، و مالتي مديا در محتواي كلاس ها
در اين قسمت با توجه به وجود كلاسهاي تعريف شده ي متنوع براي برقراري آزمونها و تست هاي لازم يك بانك اطلاعاتي پويا طراحي مي گردد كه در آن براي هر يك از كلاس ها تعريف شده تعدادي سئوال تستي و تشريحي تعريف مي گردد، كه در آزمون هايي كه برگزار مي گردد به صورت تصادفي تعدادي از سوالات انتخاب مي گردد و به فراگير ارائه مي شود.
امكانات
تعريف سئوالات تستي براي هر كلاس به تعداد لازم
امكان تعيين سطح سئوالات (آسان، متوسط و سخت)
ويرايش سئوالات وارد شده در بانك اطلاعاتي
به روز رساني و اضافه سئوالات در كلاس هاي تعريف شده
تعريف جواب هاي تستي و تشريحي براي سيستم
در اين سيستم كليه ارتباطات مركز آموزش مجازي ميان فراگيران و اساتيد مورد بررسي قرار مي گيرد و اشخاصي كه داراي سطح دسترسي لازم مي باشند مي توانند به ارتباطات برقرار شده با آنها به صورت آنلاين پاسخ دهند.
امكانات
پاسخگويي به سوالات فراگيران در كلاس هاي تعريف شده
پاسخگويي به تمرين هاي حل شده توسط فراگيران
در اين سيستم كاربران مجاز به استفاده از مطالب كلاس ها و سطوح دسترسي آنها تعيين مي گردد و مشخصات كامل كاربران به همراه كلاسهايي كه ثبت نام كرده اند قابل دسترسي و ويرايش مي باشد.
امكانات
اضافه كردن كاربران جديد (تاييد ثبت نام)
ويرايش كاربران موجود
تعيين سطح دسترسي
اهداف در نظام آموزشي سنتي و هوشمندانه چه تفاوتي دارد؟
در نظام آموزشي سنتي افزايش اطلاعات دانشآموز و معلمين هدف بوده است يعني نظام به دانشآموزي که وارد مدرسه ميشد بايد فقط اطلاعات ميداد و هرگز تصور اين که خود دانشآموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف به کلي در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظامهاي آموزشي، آموزش براي اطلاعات نيست بلکه آموزش براي کارآفريني است به طوري که دانشآموز در هر مقطع زماني که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود. در کشورهاي معدودي که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبي در اين زمينه به دست آوردهاند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راهاندازي شده فضاي فرهنگي خوبي را به وجود آورده ولي تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.
اين مدارس با چه مشکلات و چالشهايي روبرو هستند؟
گراني سيستمهاي آموزشي در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروي انساني از مشکلات عمده و جدي آن ميباشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آن گونه که در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرمافزارهاي قوي و سيستمهاي نرمافزاري مديريت آموزشي به وفور به چشم ميخورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودي انجام شده که قطعات محتواهاي توليد شده پاسخگوي نيازهاي حال و آتي اين نوع مدارس نيست. شکل بعدي نبود نيروي انساني متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشي براي توليد چنين نيروي انساني در کشور ما تعريف نشده است لذا پيشبيني ميشود که سرعت توسعه مدارس مجازي و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جاي بسي اميدواري است که قدمهاي اول برداشته شده است.
اولين مدرسه هوشمند کشور
اولين مدرسه هوشمند به همت يکى از مسئولين شبکه رشد و طرح تکفا درآموزش و پروش در ايران راه اندازى شد.در اين مدرسه بر اى هر5دانش آموزش 1 دستگاه رايانه وجود دارد و معلمين کليه دروس با محتواى الکترونيکى را به کمک رايانه تدريس می کنند. گفتنى است يکى از اصولى که در مدارس هوشمند رايج است انجام تمام امور فوق برنامه مبتنى بر شبکه هاى رايانه اى است که در اين مدرسه نيز به منظور آماده سازى دانش آموزان با دنياى ارتباطات و اطلاعات انجام کليه امور فوق برنامه مانند روزنامه هاى ديوارى، انجمن هاى علمى، پژوهشى، پژوهشهاى علمى و...در بستر شبکه هاى رايانه اى انجام مى پذيرد
منابع مورد استفاده:
http://penco.ir/content/SoftwareElearning.aspx
روزنامه سرمايه شماره 494 11 -4-86