مدارس هوشمند

 

قرن حاضر اکثر مشاغل به دانش و مهارت های رایانه یی نیاز دارند و به نوعی ورود به این عرصه نیز به نوع جدیدی از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتی کنونی به خصوص آنچه هم اکنون در مدارس ایران در جریان است، همخوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تاسیس مدارس الکترونیکی یا آنچه در ایران مصطلح شده مدارس هوشمند، دست زده اند. الگوی اولیه این مدارس از کشور انگلیس گرفته شده است و کشور مالزی یکی از پیشتازان ایجاد این مدارس به شمار می رود. در مدارس هوشمند رایانه در نحوه تدریس و ارزشیابی تاثیر می گذارد و برنامه های درسی را تا حدودی تغییر می دهد. ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می ماند چون در روابط اجتماعی به دانش آموزان یاری می رساند.

در این مدارس دانش آموزان می آموزند انبوهی از اطلاعات را پردازش و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند. دانش آموزان حتی می توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند. در مدارس هوشمند معلمان می توانند به جای اینکه تلاش کنند خودشان پاسخی برای پرسش های دانش آموزان پیدا کنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هایشان را در رایانه پیدا و برای بقیه بازگو کنند. البته مدارس هوشمند این کارایی را نیز دارند که به دانش آموزان نشان دهند چه اطلاعاتی در وب موثق است تا کودکان و نوجوانان ضمن دریافت اطلاعات درست تحت تاثیر تبلیغات سوء اینترنت هم قرار نگیرند. در نهایت به کارگیری رایانه به معلمان خوش فکر کمک می کند به دوره آموزش براساس کتاب محوری و سخنرانی تک گویانه معلم در کلاس خاتمه دهند و سیستم آموزشی را به شکل سیستم مشارکتی، مبتنی بر آموزش توانایی های پژوهش، جمع بندی، تحلیل و نتیجه گیری دانش آموزان تبدیل کنند.

اگر هدف از کاربرد رایانه در مدارس مشخص نشود، رایانه ها تنها به دستگاه های تحمیلی در مدارس تبدیل          می شوند.  نيروي انساني كارآزموده و حرفه اي يا معلم الكترونيك مهم ترين جزء مدارس هوشمند است. از آن جا كه در مدارس هوشمند (الكترونيكي) رسانه هاي متنوعي وجود دارد، معلم ديگر نقش رسانه آموزش و انتقال دهنده را ندارد، بلكه يك تسهيل كننده يادگيري و آموزيار است. معلم بايد براي پذيرش نقش جديد خود آموزش ببيند و قابليت هاي لازم را در زمينه كار با تجهيزات الكترونيكي كسب كند.

    در اين راستا بانك جهاني 10 درس را براي فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در تعليم و تربيت كشورهاي در حال توسعه يادآوري مي كند كه درس هشتم آن «آموزش، آموزش و آموزش» است و آموزش حرفه اي معلمان را اساس به كارگيري موفق تكنولوژي در آموزش مي داند.

    مالزي و آمريكا

    كشور مالزي از اوايل دهه 70 براي به كارگيري حداكثري قابليت هاي فن آوري اطلاعات در تمام زمينه ها به ويژه در حيطه آموزش و پرورش كه شامل مدارس هوشمند نيز مي شد برنامه ريزي كرد و هدفش حركت به سوي اقتصاد دانش محور و رشد فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در صنعت و ايجاد زمينه هاي اشتغال در آي سي تي بود، به طور كلي هدف از طرح مدارس هوشمند تبديل كلاس هاي معمولي به كلاس هاي الكترونيكي بود كه در آن معلم به جاي انتقال دانش و اطلاعات سعي در توسعه قدرت قضاوت دانش آموزان در انتخاب اطلاعات از منابع مختلف و فراهم سازي زمينه يادگيري مادام العمر در دانش آموزان و شهروندان مالزي داشت. در مدارس هوشمند مالزي مواد ياددهي - يادگيري الكترونيكي انفرادي شده و قابليت هاي چند رسانه اي بودن در درس هاي مختلف رياضي، علوم و... از ضروريات يك مدرسه الكترونيكي (هوشمند) است كه در بهترين حالت معلم و دانش آموز در مدرسه با مشاركت يكديگر با استفاده از برخي از نرم افزارها و با كمك هماهنگ ساز ICT در مدرسه اقدام به طراحي و توليد مواد ياددهي و يادگيري مي كنند و يا اين كه اين مواد و رسانه ها توسط واحدهاي تجاري طراحي و توليد شده و در اختيار مدرسه قرار مي گيرد. عنصر دوم زيرساخت تكنولوژيكي است كه جزو ابتدايي ترين شرايط لازم براي مدارس هوشمند است. زيرساخت هاي تكنولوژيكي در درجه اول كامپيوتر و لپ تاب و كامپيوترهاي جيبي است. در اين جا توجه به زيرساخت هاي تكنولوژيكي گزارش شده توسط مركز آمار ملي آموزش آمريكا درخور توجه است: به گزارش اين مركز در سال 2005 معادل 94 درصد از مدارس در كلاس هاي درس، كارگاه، كتابخانه و... به كامپيوتر و اينترنت به صورت همزمان دسترسي داشته اند. در صورتي كه اين ميزان در سال 1994 معادل سه درصد بوده است. نكته قابل توجه ديگر در مورد زيرساخت هاي تكنولوژيكي نسبت كامپيوتر به دانش آموز است. نسبت كامپيوتر به دانش آموز در سال 1998 معادل 12 به يك بوده، به اين معنا كه هر 12 دانش آموز در مدرسه يك كامپيوتر متصل به اينترنت داشته اند. حال آن كه در سال 2005 اين نسبت به 8/3 دانش آموز به يك كامپيوتر رسيده است. يعني حدودا چهار دانش آموز در مدارس عمومي (نه غيرانتفاعي) يك كامپيوتر متصل به اينترنت داشته اند. قطعا از نظر زيرساخت فيزيكي مدارس محدود به كامپيوترهاي شخصي (PC) نبوده است. بنابراين گزارش مدارس گوياي اين واقعيت بوده كه 19 درصد از مدارس عمومي آمريكا امكان استفاده از كامپيوترهاي جيبي و با حجم كم را براي معلمان و دانش آموزان خود فراهم كرده بودند كه اين نسبت در سال 2002 معادل 10 درصد بوده و در سال 2005 به 19 درصد رسيده است. حتي از نظر زيرساخت سخت افزاري 10 درصد از مدارس آمريكا كامپيوتر لپ تاب به دانش آموزان خود از يك روز تا يك سال تحصيلي امانت مي دادند. از نظر شبكه و پهناي باند شبكه مدارس در سال 2005 معادل 97 درصد از مدارس آمريكا به اينترنت با پهناي باند وسيع دسترسي داشته اند در صورتي كه اين رقم در سال 2000 معادل 80 درصد بوده است. 

 در حوزه زيرساخت علاوه بر كامپيوتر و شبكه، تجهيزاتي مانند انواع پروژكتورها، ويژيولايزرها و وي سي دي ها و تجهيزات الكترونيكي ديگر نيز قرار دارند.

در طراحي يک مدرسه هوشمند بايد به چهار فاکتور تاثيرگذار توجه کرد:

1) عوامل محيطي(فضا و طراحي مناسب مدرسه، کلاس ها و...).

2) عوامل اجرايي و يادگيرندگان(آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان).

3) عامل سخت افزاري و شبکه طراحي مهندسي وسايل ارتباطي شبکه و سخت افزاري.

4) عامل مهم نرم افزار و ديجيتال.

فضاي فيزيکي يک مدرسه هوشمند بايد به يک زيرساخت ارتباطي قوي مجهز باشد تا بتواند به شکل مستمر نسبت به وضعيت هاي متغير محيط عکس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد. همچنين به همه اين اجازه را بدهد که از منابع موجود به صورت موثرتري استفاده کند و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد. ساختمان مدرسه هوشمند دربردارنده محيطي پويا و مقرون به صرفه است که چهار عنصر اصلي سيستم ها، ساختار، سرويس ها و مديريت در آنها يکپارچه شده و بين شان رابطه وجود دارد. براي ايجاد يک مدرسه هوشمند و يا کلا ورود فناوري اطلاعات به مدارس، وزارت آموزش و پرورش بايد به دنبال ايجاد بانک هاي اطلاعاتي قوي و هماهنگ باشد که بتواند شبکه آموزشي قوي و استانداردي را ايجاد کند تا خدمات محتوايي و آموزشي را به راحتي در دسترس مدرسه قرار دهد. تغذيه کننده اين شبکه آموزشي مي تواند بانک دپارتمان تحقيق و پژوهش، سازمان آموزش و پرورش و بانک استانداردهاي آموزشي باشد. از طرف ديگر طراحي فني سيستم ارتباطات داخلي و تجهيزات سخت افزاري خود مدرسه جهت ايجاد امکانات مناسب براي استفاده اطلاعات آموزشي و نرم افزاري در مدرسه صورت بگيرد. سيستم هاي ديجيتال و نرم افزاري نيز بايد داراي يک پيش زمينه و بستر دقيق مطالعاتي باشد. استفاده از انواع نرم افزارها و محتواهاي آموزشي غيراستاندارد مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به بدنه آموزش وارد و يادگيرندگان را دچار سردرگمي کند. براي استفاده از سيستم ديجيتال نرم افزار بايد قدم به قدم حرکت کرد و مراحل فازبندي شده و رشد را تعريف کرد زيرا يکباره رسيدن به سيستمي کاملا هوشمند رويايي و بي پايه و اساس است و بر اين اعتقاديم که در يک سيستم مدرسه هوشمند در صورتيکه برنامه ريزي شده و قدم به قدم عمل شود، هزينه ها با بهره وري رابطه مستقيم خواهد شد و با گذر زمان با پيچيدگي فرآيند روبرو خواهيم شد. معماري سيستم آموزش الکترونيکي براي طراحي يک نرم افزار جامع که بتواند خوني را در پيکره طراحي شده فضاي مدرسه هوشمند به جريان اندازد، بايد از جديدترين متدها و تکنولوژي هاي آموزشي استفاده کند که برپايه زيرساخت هاي استانداردشده صنعتي و آموزشي با شناخت و تعريف دقيق وظايف آموزشي و اداري سيستم برپاشده باشد.» شرايط مناسب از نظر دست اندرکاران چنين طرح هايي اينست که معلم ديگر آموزش دهنده صرف نيست، فعاليت هاي گروهي تشويق مي شود، با تک تک دانش آموزان متناسب با توانمندي ها و استعدادهاي آنها رفتار مي شود و دانش آموزان مي توانند مواد درسي شان را از طريق سايت هاي اينترنتي دنبال کنند. ارزشيابي نيز از شکل حافظه محوري خارج مي شود. در مدارس هوشمند از اينترنت استفاده زيادي مي شود. ولي اين با آموزش مجازي متفاوت است. در آموزش از راه دور معلم و دانش آموز يا استاد و دانشجو از طريق اينترنت صدا و تصوير يکديگر را دريافت مي کنند. در حاليکه در يک محيط و مکان حضور ندارند. در باب مزاياي دانشگاه هاي مجازي گفته مي شود که تعداد دانشجويان افزايش مي يابد ولي هزينه ها کاهش مي يابد. آموزش مجازي بطور کلي به آموزش توسعه زيادي مي دهد. افزايش تعداد اين دست از دانشگاه ها در سطح جهان نيز به اين باور که بهتر است اين نوع دانشگاه ها را در ايران گسترش دهيم دامن زده است. يک استاد دانشگاه مي گويد: «تعداد استادان و ظرفيت کلاس هاي دانشگاهي در کشور ما محدود است. از طريق اينترنت مي توان خيلي ها را آموزش داد. لازم نيست کلاس فيزيکي باشد. هرکس مي تواند در خانه از طريق رايانه آموزش ببيند، تمرين حل کند و نمره بگيرد و بر اساس اين نمرات به مراحل بعدي و دروس بعدي صعود کند.» به اين ترتيب در آموزش مجازي دانشگاهي در کلاس هايي شرکت مي کنيد که در خانه تان است. اين آموزش مزاياي ديگري هم دارد، مثلا محدوديت زماني و مکاني وجود ندارد. دانشجو انتخاب مي کند که چه موقع و کجا از کلاس استفاده کند و چندبار از کلاس استفاده کند و به عبارتي چندبار به فايل مراجعه مي کند. تيم طراح نرم افزار هم مهم است. گرافيک و ترتيب مسائل درسي اهميت زيادي دارد. از ملزومات آموزش مجازي يک شبکه ارتباطي است که همه به آن وصل مي شوند. بسياري از طريق اينترنت وصل مي شوند. که البته سرعت آن کم است. امکانات ديگر خود نرم افزار است که لازم است نرم افزار خوب و با کيفيت و گرافيک مناسبي باشد. کيفيت نرم افزار خيلي تعيين کننده است. چون بحث ارزيابي دانشجويان و مسائل مالي و اداري و غيره را هم دربرمي گيرد، وگرنه کار آموزش را سي دي هاي موجود در بازار هم انجام مي دهند. آموزش مجازي اگر در جايگاه خودش درست مورد استفاده قرارگيرد بسيار خوب است به شرط اينکه شعر نباشد! ظاهرا پول هاي کلاني به اين امر اختصاص داده شده که اگر به درستي مصرف شوند خوب است. منتها زمزمه هايي حاکي از آنست که چون ظاهرا دانشگاه ها نتوانسته اند آموزش را پوشش دهند و به عبارتي چون نتوانسته ايم آموزش کلاسيک را توسعه دهيم به اين آموزش روي آورده ايم در حاليکه هر کدام جاي خودشان را دارند. افزايش استفاده از رايانه در آموزش به يک نياز تبديل شده است. ما براي عقب نماندن از قافله جامعه جهاني که به سرعت نقش رايانه ها را در مشاغل گسترش مي دهد به سيستم آموزش مناسب اين عصر نيازمنديم، منتها در صورتيکه به مشکلات ساختاري آموزش نپردازيم، تنها از رايانه ها دکوري خواهيم ساخت بي آنکه به نتايج موردنظر دست پيداکنيم.

   دانش‌آموزان اين نوع مدارس چه مشخصاتي دارند؟

اين مدارس دانش‌آموزان را به گونه‌اي تربيت مي‌کنند که پس از فارغ‌التحصيل شدن به راحتي بتوانند جذب محيط‌هاي کاري و صنايع نوين شوند.

متاسفانه سيستم آموزشي بسياري از کشورهاي جهان در 50 سال گذشته تغييري نکرده است و عموما بر مبناي حضور فيزيکي دانش‌آموزان در محيط مدرسه و محدوديت‌هاي خاص آن متمرکز بوده است در حالي که مدارس هوشمند مي‌توانند مدارس را به منازل منتقل کنند تا دانش‌آموز بتواند در ساعات غيرحضوري نيز که وقت مناسبي دارد فضاي آموزشي براي خود به وجود آورد. در مدارس سنتي محدوديت‌هاي بسياري به خصوص در زمينه دسترسي به اطلاعات وجود دارد زيرا دانش‌آموز فقط وابسته به کتاب‌هاي محدود درسي و دانش چند معلمي است که با او سر و کار دارند از نظر فيزيکي نيز محيط مدرسه و کمبودهاي آموزشي مي‌توانند محدوديت‌هاي ديگري براي آموزش سنتي باشد در حالي که در مدارس هوشمند بسياري از کمبودها از طريق شبکه‌هاي مختلف دسترسي به اطلاعات رفع شده است. بايد يادآور شد که تفاوتهاي مدارس هوشمند و سنتي بسيار زياد است، در مدارس هوشمند معمولا محتواي درسي بر حسب توان دانش‌آموز برنامه‌ريزي مي‌شود و در نتيجه در يک کلاس 40 نفره ممکن است 40 نوع فضاي آموزشي مهيا شود تا دانش‌آموزان داراي توانمندي بيشتر بتوانند از مطالب و امکانات بيشتر استفاده کنند و دانش‌آموزان ضعيف‌تر نيز در انتهاي کلاس نمانند. خودکارسازي سيستم آموزشي و راي‌گيري و ارزيابي وضعيت هر دانش‌آموز نيز از تفاوت‌هاي عمده‌اي است که سيستم‌هاي مدارس هوشمند به راحتي آن را در درون خود دارند و همين طور مي‌توان از طريق همين سيستم‌هاي خودکار نقش اوليا را در هدايت دانش‌آموزان افزايش داد.
بنابراين وقتي نام مدرسه هوشمند را مي‌بريم از مدرسه‌اي صحبت مي‌کنيم که سيستم آن براي هر دانش‌آموز متفاوت است و نکته مهم اين است که در اين سيستم دانش‌آموز اصولا ياد مي‌گيرد که چگونه و بدون اتکاء به ديگران از مجموعه اطلاعات جهاني بهره‌مند شود.

 مشاور هوشمند

        در مدارس هوشمند آموزش نيروي انساني محدود به معلمان نيست. بلكه مشاور مدرسه هوشمند نيز كسي است كه بايد مطالعات عميق در مورد روان شناسي اينترنت و تاثيرات روحي - رواني آن در دانش آموزان داشته باشد و ناهنجاري هاي رفتاري دانش آموزان را در نتيجه به كارگيري تكنولوژي را شناخته و براي پيشگيري و درمان آن ها اقدام كند.

    سيستم ادغام نيز يكي از اجزاي مهم در مدارس هوشمند است كه فرآيند ها و فعاليت هايي كه در بخش هاي مختلف اين مدارس صورت مي گيرد را در يكديگر ادغام مي كند و از آن يك كل واحد قابل ارزيابي مي سازد. اين سيستم ارتباط بين عناصر مختلف يعني سيستم كارآموزي، مواد و منابع ياددهي - يادگيري و... را برقرار مي كند.

    سيستم پشتيباني يكي ديگر از اجزاي مهم مدارس هوشمند است كه اين سيستم وظيفه كمك و حمايت از معلمان و ساير دست اندركاران اين مدارس در مواقعي كه مشكلاتي مانند مشكلات شبكه اي، سخت افزاري، نرم افزاري و... پيش مي آيد، را بر عهده دارد.

سيستم مديريت مدارس هوشمند

       سيستم مديريت مدارس هوشمند كه به ياري مديريت مدرسه هوشمند مي شتابد، فعاليت هاي برنامه ريزي، مديريت، نظارت و كنترل فرآيند ها در اين مدارس را بر عهده دارد و به معلم در مديريت كلاس كمك مي كند و پيشرفت دانش آموزان و كارنامه تحصيلي آن ها را ثبت، نگهداري و امكان ارتقاي تحصيلي را فراهم مي سازد.
        به كارگيري اصطلاح «مدرسه هوشمند» و امكان تداخل معنايي آن با برخي حوزه هاي ديگر، اين نامگذاري را دچار چالش كرده است و شايد هم اين نامگذاري ترجمه اي بيش نبوده است، اما آنچه كه ما تحت عنوان سيستم هاي آموزش الكترونيكي مي ناميم در درجه اول نياز به يك فعاليت سيستماتيك و منسجم در طراحي دارد كه در آن تحت عنوان طراحي نظام آموزش الكترونيكي بر اساس الگوهاي خاص طراحي آموزشي صورت مي گيرد. در اين فرآيند علاوه بر تمام مسايل حياتي و پايه به مسايلي مانند به كارگيري نظريه هاي ياددهي - يادگيري در طراحي مواد ياددهي - يادگيري آموزش هاي الكترونيكي و افزايش انگيزه معلمان و دانش آموزان و حتي مديران در به كارگيري اين فرآيند ها توجه مي شود. به عبارتي تمام عناصر موثر در موفقيت يك سيستم آموزش الكترونيكي اعم از زيرساخت، نيروي انساني، فرآيندها، ابعاد نگرش عاطفي و... با رويكرد سيستمي در ارتباط با يكديگر شناسايي      مي شوند و براي كنترل آن تمهيدات مناسب انديشيده مي شود. طراحي ضعيف آموزشي در پروژه هاي آموزش الكترونيكي يكي از مهم ترين عوامل شكست اين پروژه ها حتي در كشورهاي پيشگام اين رويكرد بوده است كه با جديت تمام بايد مورد توجه قرار گيرد.

 سيستم مديريت آموزشي به مدير مركز آموزش مجازي (الكترونيكي) اين امكان را مي دهد كه از پنچ زير سيستم تعبيه شده جهت مديريت محتواي آموزشي و كلاس ها بهره برداري نمايد و كليه امور محتوايي و آموزشي را مديريت نمايد.

 سيستم مديريت كلاس ها                                            
در سيستم مديريت كلاس ها، مدير مركز با توجه به نيازهاي آموزشي اقدام به تشكيل كلاس با موضوعات متنوع    مي نمايد، اين كلاس ها در سيستم طبقه بندي موضوعات مرتبط با فعاليت هاي مركز قرار مي گيريد.
مدير سيستم مي تواند كلاس هايي كه قبلا تشكيل شده است را به حالت غير فعال در آورد و يا تغييرات مورد نياز را در نحوه ها دسترسي به كلاس ها اعمال نمايد.

امكانات

  ايجاد كلاس هاي جديد

تعيين محدوده زماني جهت دسترسي به كلاس

تعيين افراد مجاز به استفاده از مطالب كلاس و تعيين سطح دسترسي آنها

مديريت كلاسهايي تشكيل شده

تعيين موضوعات و زير موضوعات كلاس هاي تشكيل شده

  سيستم مديريت محتواي كلاس ها

با توجه به قابليت هاي مدرن موجود، تمامي محتواي كلاس هاي تعريف شده توسط مدير سيستم يا مدرس آن درس قابل مديريت به صورت آنلاين مي باشد و در كلاس هاي تعريف شده دروس مختلف به صورت روزانه، هفتگي و يا در دوره هاي زماني تعريف شده توسط سيستمهاي مديريت دروس (Lesson Creator)قابل اضافه شدن به سيستم مي باشد.

سيستم اين امكان را به راحتي فراهم مي آورد كه محتواي كلاس هاي تعريف شده به راحتي و به صورت آنلاين همراه با صوت، تصويرو مالتي مديا در اختيار فراگيران قرار گيرد.

امكانات

قرار دادن محتواي كلاس هاي جديد به صورت آنلاين

به روز رساني محتواي كلاس هاي تشكيل شده به صورت آنلاين

ويرايش محتواي كلاس هاي موجود به صورت آنلاين

قرار دادن صوت، تصوير، و مالتي مديا در محتواي كلاس ها

  سيستم مديريت آزمون و تست

در اين قسمت با توجه به وجود كلاسهاي تعريف شده ي متنوع براي برقراري آزمونها و تست هاي لازم يك بانك اطلاعاتي پويا طراحي مي گردد كه در آن براي هر يك از كلاس ها تعريف شده تعدادي سئوال تستي و تشريحي تعريف مي گردد، كه در آزمون هايي كه برگزار مي گردد به صورت تصادفي تعدادي از سوالات انتخاب مي گردد و به فراگير ارائه مي شود.

امكانات

  تعريف سئوالات تستي براي هر كلاس به تعداد لازم

امكان تعيين سطح سئوالات (آسان، متوسط و سخت)

ويرايش سئوالات وارد شده در بانك اطلاعاتي

به روز رساني و اضافه سئوالات در كلاس هاي تعريف شده

تعريف جواب هاي تستي و تشريحي براي سيستم

  سيستم مديريت ارتباطات

در اين سيستم كليه ارتباطات مركز آموزش مجازي ميان فراگيران و اساتيد مورد بررسي قرار مي گيرد و اشخاصي كه داراي سطح دسترسي لازم مي باشند مي توانند به ارتباطات برقرار شده با آنها به صورت آنلاين پاسخ دهند.

امكانات

پاسخگويي به سوالات فراگيران در كلاس هاي تعريف شده

پاسخگويي به تمرين هاي حل شده توسط فراگيران

  سيستم مديريت كاربران

در اين سيستم كاربران مجاز به استفاده از مطالب كلاس ها و سطوح دسترسي آنها تعيين مي گردد و مشخصات كامل كاربران به همراه كلاسهايي كه ثبت نام كرده اند قابل دسترسي و ويرايش مي باشد.
امكانات

اضافه كردن كاربران جديد (تاييد ثبت نام)

ويرايش كاربران موجود

تعيين سطح دسترسي

اهداف در نظام آموزشي سنتي و هوشمندانه چه تفاوتي دارد؟

در نظام آموزشي سنتي افزايش اطلاعات دانش‌آموز و معلمين هدف بوده است يعني نظام به دانش‌آموزي که وارد مدرسه مي‌شد بايد فقط اطلاعات مي‌داد و هرگز تصور اين که خود دانش‌آموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف به کلي در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظام‌هاي آموزشي، آموزش براي اطلاعات نيست بلکه آموزش براي کارآفريني است به طوري که دانش‌آموز در هر مقطع زماني که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود. در کشورهاي معدودي که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبي در اين زمينه به دست آورده‌اند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راه‌اندازي شده فضاي فرهنگي خوبي را به وجود آورده ولي تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.

 

اين مدارس با چه مشکلات و چالش‌هايي روبرو هستند؟

گراني سيستم‌هاي آموزشي در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروي انساني از مشکلات عمده و جدي آن مي‌باشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آن گونه که در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرم‌افزارهاي قوي و سيستم‌هاي نرم‌افزاري مديريت آموزشي به وفور به چشم مي‌خورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودي انجام شده که قطعات محتواهاي توليد شده پاسخگوي نيازهاي حال و آتي اين نوع مدارس نيست. شکل بعدي نبود نيروي انساني متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشي براي توليد چنين نيروي انساني در کشور ما تعريف نشده است لذا پيش‌بيني مي‌شود که سرعت توسعه مدارس مجازي و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جاي بسي اميدواري است که قدم‌هاي اول برداشته شده است.

اولين مدرسه هوشمند کشور

اولين مدرسه هوشمند به همت يکى از مسئولين شبکه رشد و طرح تکفا درآموزش و پروش در ايران راه اندازى شد.در اين مدرسه بر اى هر5دانش آموزش 1 دستگاه رايانه وجود دارد و معلمين کليه دروس با محتواى الکترونيکى را به کمک رايانه تدريس می کنند. گفتنى است يکى از اصولى که در مدارس هوشمند رايج است انجام تمام امور فوق برنامه مبتنى بر شبکه هاى رايانه اى است که در اين مدرسه نيز به منظور آماده سازى دانش آموزان با دنياى ارتباطات و اطلاعات انجام کليه امور فوق برنامه مانند روزنامه هاى ديوارى، انجمن هاى علمى، پژوهشى، پژوهشهاى علمى و...در بستر شبکه هاى رايانه اى انجام مى پذيرد

 
منابع مورد استفاده:

WWW.ITIRAN.COM

http://penco.ir/content/SoftwareElearning.aspx

روزنامه سرمايه   شماره 494 11 -4-86

 

تکنولوژی آموزشی و روشهای جدید تدریس

هر نظام آموزشی در صورتی در انجام رسالت خود موفق خواهد شد که دارای معلمانی برخوردار از صلاحیتهای علمی و آشنا به روشهای آموزشی و مجهز به مهارتهای آموزشی و شغلی و حرفه ای باشد.  پس بنابراین 3 بال معلم جهت پرواز موفقیت آمیز در فضای آموزش را می توان:

1- صلاحیتهای علمی مورد نظر

2- جزئیات مفید و موثر آموزشی و اطلاعات عمومی

3- تلفیق آگاهی های علمی و تجربیات علمی نام برد.

 

 

تعریف تکنولوژی:

تکنولوژی به معنی هر گونه مهارت علمی است که در آن از نتایج دانش و یافته های علمی استفاده می شود.

 

 

تعریف تکنولوژی آموزشی:

اصول و راهبردهایی است که برای حل مسائل آموزشی درسطح کاربردی به کار می رود.

ضرورت استفاده از تکنولوژی آموزشی:

1- رفع مسائل و مشکلات نظام آموزشی

2- نقش بسیار مهم حواس پنجگانه در یادگیری

3- ویژگیهای مربوط به یاد گیری مخصوصاً در کودکان دبستانی

عوامل موثر در لزوم کاربرد تکنولوژی آموزشی:

1- هماهنگی و همکاری نظام آموزشی با پیشرفت سریع علوم و تکنولوزی

2- رفع، کاهش و پیشگیری از افزایش مسائل و مشکلات نظام آموزشی

3- مشارکت و فعالیت هر چه بیشتر حواس فراگیران در جریان آموزش به منظور تحقق یادگیری بنیادی و موثر عمیق

 

تکنولوژی امروز:

تکنولوژی امروز عبارت است از فرآیند پیچیده و منسجمی که شامل افراد، فرآیند ها، ایده ها، ابزار و سازمانها که برای تجزیه و تحلیل مشکلات و ایجاد، اجرا، ارزشیابی و کنترل راه حل مشکلاتی که در تمامی جنبه های یاد گیری انسان دخالت دارند، بکار می رود.

 

عوامل انتخاب تکنولوژی:

1- هدفهای آموزشی                                  

2- ویژگیهای دانش آموزان                                            

3- فنون تدریس                      

4- محرکهای مورد نیاز موضوع درسی                         

5- شرایط علمی

 

اهداف و فواید تکنولوژی آموزشی:

1- تکنولوژی می تواند آموزش و یادگیری را انفرادی کند.

2- راه حل لازم را برای طراحی شرایط ارائه دهدکه از همه روش ها نزدیکتر شود.

3- دسترسی به فرهنگ آموزش را به طور یکسان برای همه میسر می سازد.

4- تکنولوژی مؤثرترین وسیله برای تحقق اهداف است.

5- تکنولوژی در جستجوی حلقه های گمشده ای است تا بتواند به وسیله آن ها رشته های وسیع و گسترده ای از علوم و دانش را به هم متصل نماید.

6- وسیله ای است مطمئن برای بهره بردن و ایجاد تغییر در وضعیت موجود.

 

پیشنهادات:

1- توجه مدیران به تکنولوژی آموزش مدارس به منظور ارتقاء کیفیت تدریس معلمان جهت یادگیری آسان و بهتر دانش آموزان.

2- استفاده از افراد متخصص در پست تکنولوژی یا سمعی بصری مدارس .

3- جذب معلمین با مدرک بالاتر در رشته های تخصصی و آشنایی با تکنولوژیهای موجود روز در امر تدریس.

4- ارج نهادن به معلمینی که از تکنولوژی آموزشی بهینه استفاده می نمایند.

5- اختصاص بودجه های خاص در وزارتخانه به امر تکنولوژی مدارس و مراکز تربیت معلم.

6- تشکیل کنفرانسها و میزگردها برگزاری کلاسهای ضمن خدمت کوتاه مدت برای اساتید و معلمان با موضوعات تکنولوژی آموزشی.

7- اطلاع رسانی به معلمان و اساتید در رابطه با آخرین یافته های مربوط به تکنولوژی و روشهای جدید تدریس.

8- جهت استفاده ی مطلوب از کلاسها و بالا بردن کیفیت آموزش در سطوح مختلف با به کار گیری تکنولوژی آموزشی در امر تدریس بهتر است سقف دانش آموزان کلاسها بیش از 20 نفر نباشد.

 

تکنولوژی آموزشی در منظر بزرگان علم

1- تکنولوژی آموزشی ، طراحی، اجرا و ارزیابی نظام یافته تمام فرایند یادگیری و آموزش همراه با تعیین هدفهای مشخص تر و نیز استفاده از تجربه تحقیقات در زمینه های یادگیری، ارتباط جمعی و به کار گرفتن مجموعه ای از منابع انسانی و غیرانسانی جهت فراهم آوردن شرایط آموزش موثر.(الن ویلیام)

2-  تکنولوژی آموزشی در مفهوم ساده و مقدماتی به سخت افزارهایی مانند کامپیوتر، پروژکتور، اورهد و سایر وسایل سمعی و بصری اطلاق می شود که معلمان در امر آموزش از آنها آستفاده می کنند. (اصطلاحات آموزش علوم و تکنولوژی- انتشارات یونسکو)

3- تکنولوژی آموزشی  کاربرد نظری و علمی تکنولوژی در نظام آموزشی.)ویژه نامه تکنولوژی آموزشی مجله دانشمند)

4- تکنولوژی آموزشی عبارت است ازکاربرد یافته های علمی درباره یادگیری و شرایط یادگیری. )مرکز عالی برنامه ای بریتانیا(

 

  استفاده از ابزار و تكنولوژی جدید در امر آموزش و پرورش

          برای اولین بار درسال1900آموزش وپرورش آمریكا اصطلاحاتی مثل «كمك دیداری» و«وسایل كمك تدریس» را وارد جریان  آموزش  و  پرورش  نمود  و  همچنین  در  دانشگاه ها  و  دوره های تربیت معلم آمریكا اولین بار درس وسایل دیداری ـ شنیداری و تكنولوژی سمعی وبصری متداول شد.

عكس العمل روانشناسان درمقابل این پدیده نوین این بود كه:آن را با رویكرد فناورانه نپذیرفتند بلكه بیشتر به رویكرد فردگرایانه آموزش و رغبت و توانایی یادگیری فراگیران توجه نمودند .       

بنیاد فورد درسال 1954تلویزیون آموزشی را راه اندازی و وارد مدارس كرد و سنای آمریكا طرح دفاع ملی تعلیم و تربیت را از تصویب گذراند و مدارس بلافاصله شروع به خرید ابزارآموزشی نمودند.

ازآن تاریخ تا امروز ابزار تكنولوژی آموزشی توسط مدارس خریداری می شود وپس از گذشت سال ها هنوز شاهد خرید بی رویه این ابزاربرای مدارس ودرپی آن پرشدن جیب سهامداران شركت های ابزارساز هستیم با كمال تأسف با اینكه بعضی از مدارس ما از ابزارتكنولوژی آموزشی غنی هستند ولی درآزمایشگاه های این مدارس كمتر كسی از معلمان ودانش آموزان فناورشده است واین یعنی شكست ومهمترین دلایل این شكست را « عدم توجه مسئولین به مفهوم واقعی تكنولوژی آموزشی بیان  كرده اند» . هدف تكنولوژی آموزشی ترویج تلویزیون ،رادیو ، ماشین آلات آموزشی ، كامپیوتر ودستگاه های الكترونیكی نیست ولی به معنای نفی آنها هم نیست .

تكنولوژی آموزشی عبارت است از روش سیستما تیك ، طراحی ، اجرا وارزیابی كلی فرآیند یاددهی – یادگیری كه درآن هدف ها معین باشد واز یافته های روانشناسان وعلوم ارتباطات استفاده گردد تاآموزش مؤثرتر وپایدارتر ارایه گردد. طبق این تعریف تكنولوژی آموزشی نرم افزاری است كه ابزار رابه خدمت می گیرد، هرچه زمان به پیش می رود ابزار مدرنتری پدید می آید اگر دیروز باتایپ سربی كتاب های درسی دراختیار فراگیران قرارگرفته می شد امروز كتاب الكترونیكی با قابلیت تغییر فونت های مختلف دراختیار آنان قرار می گیرد.

اگر ابزار وتجهیزات كلاس درس دیروز ( متأسفانه درایران امروز ) میز وتخته ای سیاه رنگ یا سبزرنگ و چند قطعه گچ بود امروز برنامه های رایانه ای یا طرح درس رایانه ای  می تواند با هدایت و نظارت معلمان ، امر آموزش وپرورش را تسهیل ببخشد .

ابزارهای تكنولوژی درطول تاریخ همواره برای آموزش وتسهیل بخشیدن به فرایندیاددهی – یادگیری مفید وكار آمد بوده اند نكته مهم نوع نگاه مدیران ومسئولان به طرز استفاده ازاین ابزارها است امروز در دوره عمومی( ابتدایی و راهنمایی) با توجه به رویكرد تولید كتاب های درسی، طبیعت به عنوان كارگاه واقعی دانش آموزان معرفی شده است و علی رغم این نگرش بعضی  از  مدیران  تلاش  می كنند  كه  دانش آموزان را در اتاقك های شیشه ای به نام آزمایشگاه گرفتار نمایند با این باور كه دانش آموزان را تكنولوژیست كنند حال آنكه با وضعیتی كه آزمایشگاه ها ی كنونی مدارس دارند دانش آموزان می توانند  تنها به شناخت بعضی از ابزار شیشه ای آزمایشگاه ها برسند وعملاً‌ به هیچ فناوری خاصی دست پیدا نكنند .

آن چه مهم است این است كه معلمان درطبیعت یا كارگاه یا آزمایشگاه یا حتی كلاس درس بتوانند دانش آموزان را در دنیای ذهن خود با محیط زندگی درگیر كنند وزمینه رابرای  تولید فكر آنان ایجاد نمایند .

 

از این منظر :

- اگر دبیرادبیات بتواند دانش آموزان خود را جوری پرورش دهدكه خوب مطالعه كنند و قصه بنویسند و شعر بسرایند فن آوری آموزشی به كاربسته است.

- اگر دبیر علوم كاری كند كه دانش آموزان او خود دست به‌آزمایش بزنند تكنولوژی آموزشی به كارگرفته است.

 - اگر دبیر علوم اجتماعی كاری كند تا دانش آموزان در انتخابات شورای دانش آموزی به رأی اكثریت احترام كنند و مشاركت فعال داشته باشند فناوری آموزشی به كار بسته است .

با این تعریف تكنولوژی آموزشی تجهیزات آموزشی نیست اگر چه تجهیزات وابزار می تواند درخدمت تكنولوژی آموزشی قرارگیرد تكنولوژی آموزشی به تعبیری فن به كارگیری ابزاربرای تسهیل فرآیند یاددهی ـ یادگیری می باشد .

سخن این جا است كه امروز روش تدریس خطابه ای و سخنرانی روشی بسیار كهنه است اگرچه هنوز به عنوان یكی از روش های آموزشی در ـ بعضی مواقع خیلی هم سودمند ـ  به كارگرفته می شود اما روحیه ی نسل حاضر و حضور رقابتی دیگر رسانه ها در مقابل صدا و لحن معلم ایجاب  می كند كه مسئولین ابزار تكنولوژی را به استخدام معلمان درآورند و در این میانه معلم را تنها نگذارند.

اگر تجهیزات لازم و متناسب تئوری های تغییر فراهم نگردد ممكن است همه این تلاشها بی نتیجه بماند وقتی ما برای معلمان سمینار وكارگاه برگزار می كنیم و از روش های فعال تدریس سخن می گوییم از طرفی نُرم فراگیران هركلاس50 تا60 نفر می باشد و وجود میز و نیمكت های خلاقیت كش فرصت حضور چهره به چهره ی دانش آموزان را از دست داده است و در كلاس های غیر استاندارد و كوچك بدون نوركافی تدریس صورت می گیرد ، یعنی  پنبه كردن آن چه ریسه شده است .

وقتی كه در مراكز تربیت معلم اساتید ضمن خدمت كه دوره های روش تدریس فعال را تدریس می كنند ، خود بدون استفاده از كمترین ابزار تكنولوژی آموزشی هنوز از روش سخنرانی استفاده می كنند چگونه باید انتظار داشت دانشجویان در آینده معلمان مجری روش های تدریس مشاركت جویانه باشند .

آموزش و پرورش ناگزیر است كه برای هماهنگی با تئوری تغییر نگرش و روش نسبت به بكارگیری تجهیزات مناسب و ابزار مدرن تكنولوژی آموزشی اقدام نماید و همچنین نسبت به تهیه مهمترین وسیله و ابزار دنیای فرا صنعتی از تاریخ یعنی رایانه همت بگمارد و تلاش كندكه تكنولوژی و استفاده از آن را نیز به فراگیران بیاموزاند، چرا كه اگر دیرتر اقدام نماید دیری نمی پاید كه استفاده از رایانه به عنوان یك وسیله سرگرمی در باور فراگیران نهادینه شود مطمئن باشید كه اگر رایانه نتواند در خدمت فرآیند یاددهی ـ یادگیری درآید به طوری كه معلمان و فراگیران به وسیله آن به اطلاعات جدیدی برسند و خود نیز اطلاعات جدید تری تولید نمایند بی شك یك ابزار افیونی برای نیروی انسانی درآموزش و پرورش  محسوب خواهد شد . 

ظرفیت آموزش وپرورش در قالب مدرسه یا دانشگاه مجازی ظرفیتی نیست كه به سادگی بتوان از كنارآن گذشت توجه به مدرسه مجازی و راه اندازی آن درایران با توجه به بحث آموزش از راه دور و بچه های لازم التعلیم قطعاً  موجب صرفه جوئی اعتبارات كلانی خواهد شد.

از این مبحث كه بگذریم بحث آموزش و پرورش مادام العمرLifelonglearning  و استفاده از مهارت های زندگی در طول تدریس و تحصیل های نیمه وقت همه و همه دست به دست هم می دهند تا هرروز مدرسه مجازی معنای كاربردی تری درزندگی بشر فردا پیدا كند.

          امروز آمارهای فراگیران مدارس مجازی در ایران تا مرز دومیلیون نفرتخمین زده شده است( گزارش كار شناسان وزارت آموزش و پرورش سال1382 ) و اگر توجه به مدارس مجازی با این سرعت به پیش برود طولی نمی كشد كه در شهرهای صنعتی و كلان كشور بازار مدارس رسمی ایران هم كساد شود و دانش آموزان فقط برای كسب مدرك در مدارس ایران ثبت نام نمایند هر چند بسیاری از روشنفكران و صاحب نظران اعتقاد دارند كه فراگیران بعضی از مهارت ها را باید در مدارس و در اجتماع دانش آموزان بیاموزند اما بعضی دیگر اعتقاد دارند كه دوره ابتدایی به تنهایی می تواند برای كسب این مهارت ها كفایت كند . به هرحال پدیده مدرسه مجازی یك پدیده ای جدی و باور شدنی است و نظام آموزش و پرورش ایران برای رضایت مشتریان خود و از دست ندادن آن ها مجبور به پذیره از این مبحث جدید ا

 سایت تحقیقات و مقاله های ویژه معلمان


 

آموزش تفکر انتقادی، روشی مؤثر در افزایش کیفیت یادگیری

مقدمه
دانش‌آموزان معمولا در فعالیتهای آموزشی خود تلاش می‌کنند اما نه به آن اندازه که در توان آنهاست. رشد و پرورش مهارتهای فکری دانش‌آموزان همیشه مسئله‌ای پیچیده در آموزش آنها بوده است. امروزه نیز با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی سریع به نظر می‌رسد که نه تنها این امر به قوت خود باقی است، بلکه چالشهای بیشتری را در آموزش و پرورش ایجاد کرده است. آمار بالای افت تحصیلی، کاهش کیفیت یادگیری و عدم بکارگیری آموخته ها در تجربات شخصی زندگی (جمعی وفردی) از نشانه های بارز وجود این چالشها هستند.. بنا بر این به نظر می‌رسد که یکی از راههای بالا بردن توان و کیفیت یادگیری دانش‌آموزان، آموزش تفکر انتقادی است .


بررسی برخی تجربیات گذشته
با قریب 18 سال سابقه فعالیت در سازمان آموزش و پرورش و برخورد با گروههای مختلف از دانش‌آموزان در مقطع متوسطه و دوره پیش دانشگاهی، همواره متوجه دو نوع رفتار متفاوت از سوی دانش‌آموزان بوده‌ام. البته لازم است قبل از آن روش برخورد خود را در کلاس تذکر دهم. چرا که عموما در برخورد اولیه دانش‌آموزان تصوری در ذهن آنها از روش کار من شکل گرفته یا می‌گیرد که مبتنی بر سخت‌گیری و جدیت در کلاس است. جدیتی که خود به آن پایبندم و همواره یکی از اولویتهای آغاز تدریس در کلاس را نظم، پاکیزگی و مناسب بودن محیط کلاس قرار داده‌ام.
دو رفتار متفاوت
علیرغم برداشت عمومی دانش‌آموزان در مورد نحوه کار و تدریس من، چنانکه بیان شد؛ همواره متوجه دو نوع رفتار متفاوت بوده‌ام. رفتاری مبتنی بر ترس در برخورد با درس، کلاس و من ( به عنوان معلم) و رفتاری مبتنی بر حس اعتماد به نفس توام با احترام.
در ریشه‌یابی علل رفتارهای فوق و در برخورد نزدیک با دانش‌آموزان دریافتم دانش‌آموزانی که فعالیت علمی داشته و با آمادگی قبلی در کلاس حضور می‌یابند از اعتماد به نفس لازم نیز برخوردار بوده و همواره آمادگی آنرا داشته و دارند که در سئوال و جواب و موضوعات مطرح شده در کلاس مشارکت نمایند. در حالیکه بر عکس، آنها که قبلا با درس و موضوعات مطرح شده کار نکرده‌اند و از فعالیت اندکی در خارج از محیط آموزشی داشته‌اند؛ هم مشارکت کمتری در کلاس دارند، هم آمادگی نسبی آنها پایین‌تر از حد معمول است.
هر چند عوامل مؤثر دیگری چون محیط خانوادگی، سطح سواد والدین، وضعیت معیشت خانواده و روابط میان اعضای آنها، بر رفتار تحصیلی دانش‌آموزان تاثیر مستقیم دارد؛ اما به نظر می‌رسد آموزش تفکر انتقادی از عوامل مؤثر در افزایش اعتماد به نفس آنها و در نتیجه بالابردن توان تحصیلی دانش‌آموزان است.

تفکر انتقادی ، در برابر روش سنتی آموزش

تفکر انتقادی از نظر سابقه تاریخی به دوران فعالیت آکادمی علمی افلاطون در یونان باستان بر می‌گردد. که بر پایه برخورد دو طرفه استاد و شاگرد و گفتگوی منطقی آنها استوار بود. این مدل بعدها در سیستم آموزشی غرب از متوسطه تا دانشگاه، نهادینه گردید. این روش متکی بر تأمین این هدف است که یاددهنده یا معلم، منبعٍ صرفٍ اطلاعات و انتقال دهنده آن نباشد؛ بلکه دانش‌آموزان مهارت خود را در تفکر و استدلال افزایش دهند و اطلاعات را پردازش و به کار گیرند.
معمولا افراد کم تجربه وقتی می‌خواهند مشکلی را حل کنند، ضمن فرضیه سازی آنرا دنبال می‌کنند تا به بن‌بست می‌رسند. دوباره به عقب برگشته و با روش دیگر کار را دنبال می‌ نمایند. این افراد در اولویت‌بندی مسایل و طبقه بندی عوامل هم مشکل دارند و طوری عمل می‌کنند که گویی تمام جوانب آنها ارزش برابر دارند. در حالیکه افراد آگاه و متخصص ابتدا عوامل مهم را شناسایی می‌کنند، ملاحظات و جوانب بی اهمیت را حذف کرده، به تجربیات گذشته خود در مسایل مربوطه استناد می‌کنند و به تجزیه و تحلیل موضوع می‌پردازند. آنها برای تجزیه و تحلیل، از چهارچوبی مشخص برخوردارند و ساختاری را برای درک امور و سازماندهی تجربیات دارند . (1) چگونگی بوجود آمدن چنین مهارتها و ساختارهایی از جنبه های مهم تعلیم و تفکر انتقادی است.
آموزش به روش سنتی آنگونه که در مراحل مختلف تحصیلی در حال حاضر صورت می‌گیرد، مبتنی بر این فرض است که با یادگیری سطوح مختلف محتوای اطلاعات علمی مربوط به هر رشته، دانش‌آموزان به طور طبیعی قادر به یادگیری تفکر انتقادی خواهند بود و می‌توانند خود به نتایجی دست یابند که به طور آشکار و صریح به آنها یاد داده نمی شود. هر چند با توجه به نوع رشته و مخصوصا مواد درسی به تفکیک این ادعا قابل مناقشه است و بنا براین برای رعایت واقعیتهای موجود باید آنرا در طیفی از یک حداقل تا حداکثر واقعیت نمایی قرار داد. اما به هر حال در رشته علوم انسانی این ادعا بسیار به واقعیت نزدیک است. از این رو، به نظر می رسد که چهارچوبهای تجزیه و تحلیل را باید به طور صریح به دانش‌آموزان یاد داد تا به صورت آگاهانه ابتدا با مواجهه ساده با موضوع برخورد کنند بعد در ادامه آن با پیچیدگی و موشکافی و دقت بیشتر به تجزیه و تحلیل موضوع بپردازند و به نتایجی دست یابند که به نوعی انتزاع در تفکر وی منجر شود.
در تعریف تفکر انتزاعی آورده‌اند که عبارتست از قدرت تعیین اصول یا مفاهیم در بعضی از تجربیاتی که بتوان آنرا به سایر تجربیات تعمیم داد. (2) نکته مهم در انتقال از تفکر عینی به تفکر انتزاعی، رعایت ترتیب آن است. یعنی اول تجربه عینی و بعد از آن تجربه انتزاعی صورت می‌گیرد. در اینجا ست که تفاوت دیگر آموزش سنتی با تفکر انتقادی اشکار می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد. در آموزش سنتی ابتدا امور انتزاعی معرفی و آموزش داده می‌شود بعد دانش‌آموزان را به تایید آنها از طریق روش عینی وامی دارند. مثلا در علوم انسانی موضوعات اصلی و کلیات ارائه می‌شود، بعداز دانش‌آموزان انتظار دارند که به فهم نمونه های عینی آن مفاهیم دست یابند. با این وصف اگر کلاسها خشک، غیر فعال و بیهوده به نظر آید خیلی نباید تعجب کرد.
آنچه زمینه را برای آموزش تفکر انتقادی فراهم می کند پرورش علاقه و انگیزش دانش‌آموزان است تا بر پایه آن دیدگاهها ی لازم برای تجزیه و تحلیل و تفهیم اطلاعات به آنها آموزش داده شود. - آلفرد نورث وایتهد- معتقد است که بدون علاقه، رشد فکری امکان نخواهد داشت. علاقه جزء جدایی ناپذیر توجه و درک کردن است. می‌توان از طریق تنبیه یا فعالیتهای لذت بخش در افراد ایجاد علاقه کرد؛ اما بدون علاقه پیشرفتی وجود نخواهد داشت.

نکات اساسی در ایجاد کلاس درس فعال

سازماندهی کلاس به منظور درگیر کردن دانش‌آموزان در کفتگویی که سبب پرورش تفکر انتقادی و تعمق آنها گردد ضمن آنکه برای معلم نیز مفید است، کار چندان مشکلی به نظر نمی رسد. نکات اساسی زیر می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد :
1) هر جلسه درس با طرح یک مسئله پیرامون موضوع مورد تدریس شروع شود.این امر البته بستگی به نوع و چگونگی پرسش مطرح شده دارد، اما در ابتدا موجب آرامش کلاس و قرار گرفتن دانش‌آموزان در جای خود می‌گردد.در ضمن موجب می‌شود که علاقه آنها مورد تشویق قرار گیرد. مخصوصا اگر ابتدا سعی شود تا دانش‌آموزان دیدگاههای خود را مطرح نمایند و با کمک آنها معلم اقدام به حل مسئله نماید. با توجه به نوع رشته و ماده درسی می‌توان در طرح مسایل از امور جاری و پیرامونی ( اخبار، وقایع، حوادث و.. ) کمک گرفت.
2) برای تشویق دانش‌آموزان به تعمق، از سکوت استفاده شود. علاوه بر روشهای حل مسئله و بحث و گفتگو، سکوت هم می تواند به رشد تفکر انتقادی دانش‌آموزان کمک کند. لازمه تفکر جدی،سکوت و تعمق است. یعنی دانش‌آموزان یاد بگیرند قبل از صحبت کردن، کلمات را بفهمند و هضم بکنند.
3) مرتب کردن کلاس به گونه‌ای که باعث کنش متقابل شود. شرایط فیزیکی کلاس در بیشتر موارد در کارایی آموزشی مؤثر است. بنابر این فضای کلاس را باید طوری طراحی کرد که موجب تسهیل در تفکر انتقادی شود. در شرایطی که کلاس با دانش‌آموزان متناسب تشکیل شود می توان میز و صندلیها را به شکلهای دایره و نیمدایره چید. هدف آن است که دانش‌آموزان بتوانند یکدیگر را ببینند و تبادل نظر کنند.
4) محیطی پذیرا در کلاس فراهم شود. تلاش برای تشویق دانش‌آموزان به بحث و تبادل افکار به این معناست که کلاسهای درس به محیطی پذیرا تبدیل شود . یعنی جایی که دانش‌آموزان و معلم در آن احساس امنیت کنند و اعتماد به یکدیگر را افزایش دهند. چنین وضعیتی برای رشد قوای تفکر انتقادی مهم است. دانش‌آموزان برای ایجاد تغییر در باورها و ساختارهای فکری قبلی خود به محرک بحث و گفتگو نیاز دارند و علاوه بر آن به احساس امنیت نیز نیاز دارند. احترام به اظهار نظرات آنها از جمله زمینه های ایجاد احساس امنیت در کلاس است.


بازگشت به آغاز سخن

در عمل هنگامیکه با دانش‌آموزان با رعایت نکات اساسی مطرح شده در ایجاد کلاس درس فعال برخورد کرده‌ام، مشاهده کرده‌ام که ضمن افزایش اعتماد به نفس در میان آنها، در ایجاد علاقه و انگیزه دانش‌آموزان نیز موفقیت خوبی پیدا کرده‌ام. به گونه‌ای که هر چند در ابتدای سال تحصیلی برخی به دلیل عادتهای نادرست قبلی، تحمل روش تدریس و برخورد متقابل مرا سخت‌گیرانه ارزیابی کرده‌اند؛ اما در نهایت ضمن اظهار رضایت در موارد زیادی نیز دانش‌آموزان آشکارا بیان داشته‌اند که اگر مفاهیمی را در درس عربی یاد گرفته و آنرا در عمل به کار گرفته‌اند، در کلاس من آموخته‌اند. و خوشحالم از اینکه چند دانش‌آموز سابق خود را در حال حاضر در رشته درسی عربی به عنوان همکار فرهنگی در کنار خود می‌بینم
منابع :
1) مایرز - چت، آموزش تفکر انتقادی، ترجمه دکتر خدایار ابیلی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، تهران، 1374، ص 19.
2) همان، ص 36.
سایت رسمی جماعت دعوت واصلاح
توجه‌: این مقاله‌ در یکی از شماره‌های سیروان ماه‌ منتشر شده‌ است.

تکنیک خلاقیت شش کلاه تفکر

تکنیک خلاقیت شش کلاه تفکر

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ که‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در کنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يک‌ عمل‌ غيرکارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ کار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يک‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.

ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق‌ در کتاب‌ «شش‌ کلاه‌ تفکر» يک‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌کند و از طريق‌ آن‌ مي‌کوشد نشست‌ افراد به‌ دور يکديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و کارا تبديل‌ کند.

«دوبونو» سعي‌ مي‌کند به‌ کساني‌ که‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد که‌ به‌ تفکر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يک‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ کرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ کنند.

اگر شما مي‌خواهيد با تکنيک‌ شش‌ کلاه‌ تفکر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ کنيد: تصور کنيد به‌ يک‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا کلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ که‌ کسي‌ کلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ کند.

1 رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ که‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و کسي‌ که‌ کلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افکار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمرکز دهد.

2 کلاه‌ آبي‌ همچون‌ يک‌ نرم‌افزار است‌ که‌ تلاش‌ مي‌کند به‌ تفکرکردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يک‌ کارگردان‌ تفکر ما را هدايت‌ مي‌کند.

3 با کلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد که‌ کلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ کنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يک‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اکنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشکل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد کلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با کلاه‌ سفيد تفکر کنند بايد به‌ نکات‌ زير توجه‌ کنند:

1- کسي‌ که‌ کلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
2- هر آن‌ چيزي‌ که‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشکل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ کنيد.
3- «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ کودکي‌ است‌ که‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌کند.

4- هنگامي‌ که‌ کلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ که‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌هاي‌ متکي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ کنيد و تنها بايد همچون‌ يک‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ کنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را که‌ به‌ واسطه‌ تفکر با کلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ کنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد کنيد تا با گذاشتن‌ کلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفکر کنند

هنگامي که ‌ حاضرين‌ مي‌خواهند با کلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفکر کنند بايد به‌ نکات‌ زير توجه‌ کنند:

1- اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاکم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هرکسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شک‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشکلاتي‌ براي‌ ما شوند.

2- هنگامي‌ که‌ از کلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌کنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ که‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شک‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با کلاه‌ قرمز ممکن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينکه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فکري‌ حاضران‌ کرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ کلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.

با گذاشتن‌ اين‌ کلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلکه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشکل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ کند. بدون‌ شک‌ اگر از اين‌ کلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ که‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ کند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ کلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند که‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ که‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ کردن‌ از درست‌ کردن‌ آسان‌تر است‌. تفکر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ کرد. اثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ کردن‌ به‌ يک‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعکس‌ ستودن‌ يک‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ کنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.

اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشکل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ کنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ کلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفکر کنند.

زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفکر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ کنجکاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ کارها باشد. فرد با گذاشتن‌ کلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌کند به‌ نکات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.

اصولا افکار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يکي‌ از تمريناتي‌ که‌ فرد با کلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. کلاه‌ زرد در ابتدا درصدد کشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌کاود، بيان‌ مي‌دارد. اکنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر کلاه‌ زرد بپردازيد.

اکنون‌ حاضران‌ بايد کلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. کلاه‌ سبز، کلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ که‌ هنگامي‌ که‌ دردل‌ خاک‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ که‌ افراد کلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند که‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.

شما با اين‌ کلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ کنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها کنيد.

هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اکنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را کشف‌ کنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، کندوکاو و پذيرش‌ خطر است‌.

هنگامي‌ که‌ حاضران‌ کلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند که‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ کشف‌ نشده‌ هدايت‌ کنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ کنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شک‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاکم‌ کنيد. اکنون‌ شما بايد تلاش‌ کنيد که‌ با کلاه‌ آبي‌ که‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يک‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشکل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شک‌ هر يک‌ از اعضا مي‌توانند کلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفکر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما کمک‌ کنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ که‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌کنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود که‌ يک‌ فرد تنها با کلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با کلاه‌ قرمز تفکر کند. بلکه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ کلاه‌ مذکور تفکر کنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ کنند منبع:fekreno.org                                               داود غلامی- کارشناسی ،ابتدایی